💠 تعدیه افعال و نکته عرفانی.
🔸در کتب علم صرف مسطور است که افعال بر دو قسم هستند:
لازم و متعدی.
و لازم به اسباب مختلفی متعدی می شود و می تواند مفعول به بگیرد که از آن اسباب، همزه باب افعال و حرف جر و تضعیف باب تفعیل است.
اما آیا فرقی بین این اسباب هست یا نه؟
✅ در این باب نکته ای را از کتاب شریف هزار و یک کلمه علامه حسن حسن زاده آملی بیان می کنیم که نکته ای دقیق را بیان می کنند و بوسیله فرق بین این اسباب نکته عرفانی در باب توحید بیان می کنند:
🔹مرحوم رضى که از مفاخر امامیه است در شرح شافیه در تعدیه فعل لازم نکته اى شریف افاده فرموده است که:
🔸اگر تعدیه به باب افعال است، مثل «زید اذهب عمرا» معنایش این است که زید خودش با عمرو نیست و عمرو را فرستاد و روانه کرد؛
🔸امّا در تعدیه با باء مثل «ذهب زید بعمرو» معناى آن این است که زید با عمرو است و عمرو را برد،
چنان که در فارس فرق است بین این دو تعبیر: «او را روانه کرد» که خودش با او نیست؛ و «او را برد» که خودش هم با اوست.
خداوند سبحان در قرآن کریم از لقمان حکیم حکایت فرموده است که گفت:
🔸یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (سورة لقمان، آیه 17)،
🔸در این آیه کریمه فعل «یأتى» با باء حرف جر تعدیه شده است و معنى آن این است که خداوند آن حبه را مى آورد؛ پس آتى یعنى آورنده حبه خداست، و این توحید قرآنى است که سریان وحدت حقه حقیقه وجود است که از آن تعبیر به توحید صمدى و وحدت وجود مساوق حق مى شود، و هکذا در تمام ذرات کائنات که در همه جا آتى خداست، و همچنین دیگر اسماء و صفات الهى در مقام توحید ذات و صفات و افعال.
خداوند سبحان قول لقمان را به عنوان گفتار شخصى که حکمت یعنى خیر کثیر به او داده شده و به عنوان مثال و نمونهاى از حکمت منطوق او نقل فرموده است.
اى عزیز وجود مساوق با حق است و هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلَّهِ الْحَقِ (الکهف، 45).
اى عزیز، عزیز نسفى در کشف الحقائق
(ط 1، ایران، ص 37) آورده است که: «از شاه اولیاء أمیر المؤمنین على علیه السّلام سؤال کردند که وجود چیست؟ گفت: بغیر وجود چیست؟».
***
منبع: هرار و یک کلمه، کلمه 459، علامه حسن زاده آملی.
***
✅از اینجا به لزوم تسلط به علوم ادبیات عرب، برای رسیدن به لطائف آیات و روایات پی می بریم...
#لطائف_ادبی_قرآن